25 mars 2008

این روزها

این روزها ز هم، گره ای وا نمی کنند
خود را برای عشق مهیا نمی کنند

در واپسین شمارش ِ معکوس ِ لحظه ها
فکری برای روز مبادا نمی کنند

پیوسته در خلیج عدم غرق می شوند
دستی نمی زنند و تقلا نمی کنند

بیهوده است عشق در این عصر بی کسی
وقتی که هیچ با دل ما تا نمی کنند

آنقدر گم شدند که با چشمهای خویش
خود را درون آینه پیدا نمی کنند

آنجا تمام آینه ها دل شکسته اند
اینجا ترحمی به دل ما نمی کنند

گفتند عاشقند و به عشق تو صادقند
سوگند می خورند که حاشا نمی کنند

نشریه های عصر نوشتند اینچنین
مردم توجهی به خبرها نمی کنند

8 commentaires:

مسعود a dit…

محسن فارسانی عزیزم سلام
سال نو را به تو و خانواده و دوستان و خوانندگانت تبریک می گویم.
من از اشعارت بخصوص آنکه سرشار از نام ها و فرهنگ بختیاری بود لذت برده و می برم،ولی اول و وسط و آخر این شعرت را نمی توانم بهم ربط دهم.
برقرار باشی دوست من

Anonyme a dit…

در آن كرانه ببين
بهار آمده
از سيم خاردار
گذشته
حريق شعله ي گوگردي بنفشه چه زيباست
هزار آينه جاري ست
هزار آينه
اينك
به همسرايي قلب تو مي تپد با شوق
زمين تهي دست ز رندان
همين تويي تنها
كه عاشقانه ترين نغمه را دوباره بخواني
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان
حديث عشق بيان كن بدان زبان كه تو داني
(شعر از یک دوست)

دوست گرامی از بازگشتت و دوباره سرودنت خوشحالم
مقدمت گرامی و نوروزت مبارک
با مهر ،سارا

مسعود a dit…

سلام به محسن عزیز

این یادداشت برای سارا ست:شعر زیباییست .اگر از خودتان است ، ترکیب :زمین تهی دست ز رندان کنایه از چیست؟
سپاسگزارم

همیلا a dit…

سلام
بسیار از شعرهایتان لذت بردم
به خانه من هم سری بزنید

به امید دیدار
همیلا محمدی

ساناز a dit…

سال نو مبارک
به خانه شعر من هم سری بزنید
مشتاق دیدار

ساناز

Anonyme a dit…

سلام به همزبان گرامی، مسعود
این یادداشت برای سارا ست:شعر زیباییست .اگر از خودتان است
این شعر از من نیست و هدیه ای است از یک دوست
من برداشت خودم را از " زمین تهی دست از رندان" داشتم ولی نمیدونم که آیا منظور سراینده نیز همان بوده
بنظر من : اشاره داره به تنهایی انسانها
بخصوص انسانهایی که معنی عشق واقعی را درک کرده اند

با احترام و مهر
سارا

مسعود a dit…

سلام به میهماندار عزیزم محسن
و سلام به همدل پر از مهر،سارا
از دوستتان تشکر کنید از طرف من.دقیقا از همان ترکیب زمین تهی دست، سیاق شعر عوض شده است.قبل از آن تابلوی زنده ای را ترسیم کرده است
ممنونم

human being a dit…

آنقدر گم شدند که با چشمهای خویش
خود را درون آینه پیدا نمی کنند


بسیار زیبا