برای تمامی پرندگان در زنجیر
ناگزیر پرنده ای هستم
در قفس
که تمام آوازهایم را از یاد برده ام
و لب هایم بال نمی گشایند
که از دشتهای گندمگون
در قفس
که تمام آوازهایم را از یاد برده ام
و لب هایم بال نمی گشایند
که از دشتهای گندمگون
غزلی بخوانم
... یا از بهار آنسوی پرچین
یا دست کم
... از شکوفه های درخت گیلاس
... یا از بهار آنسوی پرچین
یا دست کم
... از شکوفه های درخت گیلاس
ناگزیر هوای سکوت
تمام پرهایم را
آلوده کرده است
بی هیچ دلیل روشنی از آفتاب
تمام پرندگان
ـ یک نفس
سکوت را به حرف در می آورند
تمام پرندگان
سکوت را به حرف در می آورند
تمام پرندگان
ـ در قفس
از «آ» تا «یا» می خوانند
آن کلمه پنج حرفی را
از «آ» تا «یا» می خوانند
آن کلمه پنج حرفی را
آیا ؟
دیوارها
از چهار سوی
مرا در آغوش گرفته اند
دیوارهای ِ بی در
درهای ِ بی دیوار
هیچکدام مرا نمی فهمند
از چهار سوی
مرا در آغوش گرفته اند
دیوارهای ِ بی در
درهای ِ بی دیوار
هیچکدام مرا نمی فهمند
روزها سر بر در می کوبم
شبها سر بر دیوار
و تنها
به آن کلمه پنج حرفی می اندیشم
و به پرندگان ِ تنها
ـ که رها ـ
.بر زبان گنجشک می خوانند
4 commentaires:
سلام محسن عزیز
پرنده ای که پرواز نتواند ،آواز هم نمی خواند.
به پرواز می اندیشی؟
عالی بود
به آزادی می اندیشی یا پرواز؟
باغبان مژده گل میشنوم از چمنت
قاصدی کو که سلامی برساند زمنت؟
وقت آن است که با نغمه مرغان سحر
پرو بالی بگشایی به هوای وطنت
خون دل خوردن و دلتنگ نشستن تا چند؟
دیگر ای غنچه برون آر سر از پیرهنت
.....
(سایه)
با مهر
سارا
فکر می کنم پرنده ای که عاشقانه به پرواز می اندیشد، آزاد تر از آن پرنده ای است که بی هیچ سودا، آبی آسمان را خط می اندازد
خیلی زیبا بود
بخصوص تناسب دلیل روشن با آفتاب
همینطور آلوده شدن پرها با هوای سکوت
و نفس و قفس که به شعر قافیه و آهنگ خاصی داده است
و از همه مهمتر
در آخر درخت زبان گنجشک خیلی خیلی زیبا بکار گرفته شده
با آرزوی موفقیت
و خواندن شعرهای بیشتر از شما
گلنار
Enregistrer un commentaire