شرح بیتی از حافظ
محسن فارسانی
***
محسن فارسانی
***
گر چه از آتش دل چون خم می در جوشم
.(مهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم. (حافظ
.(مهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم. (حافظ
در این بیت با بررسی مفهوم چند واژه و اصطلاح کلیدی سعی می کنیم تا حد ممکن به شرح بیت بپردازیم و بر زیبایی ها آن انگشت بگذاریم. در اولین قدم به آتش برمی خوریم که با «خاموش» تضاد زیبایی را ایجاد کرده است. «چون» و «خون» نیز جناس خط اند. اصطلاح «مهر بر لب زدن» یا «مهر بر لب داشتن» به معنی مجاز نبودن به نوشیدن وهمچنین به معنی سکوت کردن است
با خواندن این بیت، «آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم» به ذهن خطور می کند. یعنی معشوقه (می) هست، اما نمی توان لب (بوسه) زد. این را با توجه به مصرع سوم همین غزل می توان تأیید کرد، آنجا که «طمع بر لب جانان کردن» را می آورد. نظامی در بیتی همین اصطلاح را اینگونه آورده است
تو می خور بهانه ز در دور دار
با خواندن این بیت، «آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم» به ذهن خطور می کند. یعنی معشوقه (می) هست، اما نمی توان لب (بوسه) زد. این را با توجه به مصرع سوم همین غزل می توان تأیید کرد، آنجا که «طمع بر لب جانان کردن» را می آورد. نظامی در بیتی همین اصطلاح را اینگونه آورده است
تو می خور بهانه ز در دور دار
.(مرا لب به مهر است معذور دار. (نظامی
در برهان قاطع «مهر خم» به معنی «مهر دهان» آمده و کنایه از سکوت و خاموشی است ـ
: و مولوی مهر کردن دهان را به معنی فرو بستن دهان از سخن گفتن آورده است
هرکه را اسرار حق آموختند
هرکه را اسرار حق آموختند
.(مهر کردند و دهانش دوختند. (مولوی
یا ناصر خسرو مهر بر لب نهادن را به همین معنا آورده است
گفتا بدهم داروی با حجت و برهان
گفتا بدهم داروی با حجت و برهان
.(لیکن بنهم مهری محکم به لبت بر. (ناصر خسرو
اما در بیت حافظ آنچه زیبایی بیت را چند برابر کرده این است که شاعر خود بر لب خود مهر زده است. اما ـ خود ـ در اینجا « خود ِشاعر» نیست، که به معنی «خم» است. مهر بر لب زدن، اشاره بر مهر کردن خمره هنگام تهیه شراب است که در برخی از مناطق فارس و سایر نقاط ایران برای تهیه سرکه و شراب استفاده می شده است. تهیه کنندگان شراب، در خم را با کاه گل یا موم و خمیر و مانند آن می بستند و به اصطلاح خم را مهر می کردند. حافظ در این بیت به همین موضوع اشاره می کند، «خم» مهر بر لب زده است، از درون چون خون می جوشد، اما نمی تواند سر ریز شود، پس بنابراین خاموش است. در اینجا دل شاعر به خم مانند شده است، و «خون در دل»، مانند می در خم می جوشد، اما چون خم سر بسته، نمی تواند جوشش و غلیان داشته باشد، لاجرم خاموش است
اما در بیت حافظ آنچه زیبایی بیت را چند برابر کرده این است که شاعر خود بر لب خود مهر زده است. اما ـ خود ـ در اینجا « خود ِشاعر» نیست، که به معنی «خم» است. مهر بر لب زدن، اشاره بر مهر کردن خمره هنگام تهیه شراب است که در برخی از مناطق فارس و سایر نقاط ایران برای تهیه سرکه و شراب استفاده می شده است. تهیه کنندگان شراب، در خم را با کاه گل یا موم و خمیر و مانند آن می بستند و به اصطلاح خم را مهر می کردند. حافظ در این بیت به همین موضوع اشاره می کند، «خم» مهر بر لب زده است، از درون چون خون می جوشد، اما نمی تواند سر ریز شود، پس بنابراین خاموش است. در اینجا دل شاعر به خم مانند شده است، و «خون در دل»، مانند می در خم می جوشد، اما چون خم سر بسته، نمی تواند جوشش و غلیان داشته باشد، لاجرم خاموش است
: در این باره نظامی بیتی دارد که ما را در انتقال مفهوم در اینجا کمک می کند
سر خم بر می جوشیده میداشت
سر خم بر می جوشیده میداشت
.(بگل خورشید را پوشیده میداشت (نظامی
در اینجا حافظ می گوید : من مثال آن خم ِ می هستم که با وجودی که خون (می) در دل (خم) دارم، اما مهر سکوت بر لب زده ام. دل می جوشد، اما بر لب سکوت و خاموشی است. درست مثل خم ـ
گر چه از آتش دل چون خم می در جوشم
در اینجا حافظ می گوید : من مثال آن خم ِ می هستم که با وجودی که خون (می) در دل (خم) دارم، اما مهر سکوت بر لب زده ام. دل می جوشد، اما بر لب سکوت و خاموشی است. درست مثل خم ـ
گر چه از آتش دل چون خم می در جوشم
.(مهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم. (حافظ
3 commentaires:
Don’t you just love the unexpectedness of life? Beautiful Hafiz poem.
سلام
واقعاَ خیلی زیبا شرح داده بودید
آقا دمت گرم
ملک الشعرا
حافظ بارها مستقیما به مجاز نبودن آن شراب مذکور اشاره کرده است. این ها مواردی هستند از این دست. البته تا جایی که حافظه یاری کند. اگر باز هم پیدا کردم، در پست های بعدی اظافه می کنم
در شان من به درد کشی ظن بد مبر ** کالوده گشت جامه ولی پاک دامنم
ای که دایم به خویش مغروری ** گر تو را عشق نیست معذوری
گرد دیوانگان عشق مگرد ** که به عقل عقیله مشهوری
مستی عشق نیست در سر تو ** رو که تو مست آب انگوری
المنه لله که در میکده باز است ** زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی ** وان می که در آنجاست حقیقت نه مجاز است
با مهر رضوان
Enregistrer un commentaire