.(١
غروب ِ پاییز
خورشید به خانه اش بر می گردد
خورشید به خانه اش بر می گردد
! بر تابلو من
.(٢
دفتر ِ باغ را می گشایم
پرنده ای
پرنده ای
! بر زبان گنجشک می خواند
.(٣
کفن ِ برف را می درند
و سر برمی دارند از خاک
! کرفس های زردکوه
و سر برمی دارند از خاک
! کرفس های زردکوه
.(٤
برگ
بر رودخانه
می افتد
! بر عکس من
بر رودخانه
می افتد
! بر عکس من
.(٥
سیگاری می گیرانم
از غم
بر لبم
حلقه حلقه ی موی تو
! برمی خیزد
18 commentaires:
برخی آثار درونمایه ی خوبی دارند که با اجرای خوبتر می توان نام هایکو بر آنها نهاد.ممنونم
کامنت من رفت بالا بی اونکه اجازه بده اسمم رو بنویسم!!!
بنام خدا
تصاویر بکر و زیبایی را به شعر کشیده اید.زیباتر از همه:
برگ
بر رودخانه
می افتد
! بر عکس من
با اثری تازه در وبلاگم منتظرتان هستم.
gholamrezakhajehali.blogfa.com
سلام
دقیقا همانطور که نوشین هر کدوم مثل یک تابلو پیش چشم آدم مجسم می شن
تابلوهایی پر از تصاویر بکر
با سپاس
شعرهای کوتاه زیبایی سرودید.منم فکر کردم هایکو هستند با این مضمون های خاص.موفق باشید
سلام
سيگاري ميگيرانم
از غم
حلقه حلقه ي مي تو بر ميخيزد
زيبا بود بسيار زيبا موفق باشيد
زیبا
و البته جالبه که شما در همه قالبهای شعری کار می کنید و از تابلوها آن سیگار و 3 و 4 خوشم اومد
صد برگ
باید بدونی
salamm
be maa sar bezanid...
از همه خوشم آمد
زیبا بودند، اکر ممکن است دومی را توضیح دهید با تشکر از شما
س.
سلام محسن خان
من حدود 20 سال پیش توی یه انجمن شعر یه دوبیتی از شما شنیدم که هنوز از اون تاریخ حفظش کردم.اون روز فارسان بودم والان توی اروپام .خیلی توی مجلات ونشریات دنبال کننده شعرات هاتون بودم.
لیلای من ای بهشت پس عشق کجاست؟
مجنون نکو سرشت.............
یک شاعر چیره دست در فصل بهار
بر برگ گلی نوشت پس عشق کجاست؟
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد
فروغ
این شعر سیگار نمی کشد
آسانسور سوار نمی شود
از پنجره حسرت نمی خورد
نامه نمی نویسد
مست _نگاه نمی کند
پایان نمی خواهد
این شعرتصمیم
چمدان مسافر ندارد
نه مرثیه نه جدایی نه دعوا
آهسته بخوان
این شعر قصد کابوس شدن ندارد
به راستی که من هر کدام از این تابلوها را می توانم ببینم
اروانی
احتراما،
به روزم.
اينبار آمده ام تا بيشتر از اينها در کنار هم باشيم...
سوغاتي اين روزهاي دوري
آدرسي براي
دانلود رايگان مجموعه «يک بحث فمينيستي قبل از پختن سيب زميني ها»ست
منتظرتان هستم
با دو تا شعر
و کلي خبر و لينک خوب
و غم هاي مشترکمان که هرگز تمام نخواهد شد
هرگز...
کجایی ؟
درودربر محسن عزيزم.به گمانم پيشتر هم اينها را خوانده بودم چون انگار داشتم دوباره مبي خواندمشان.بي تعارف به چندبار خواندن هم مي ارزند كه اين بارهم حظ كردم از خواندنشان.بدرود دوست من
Enregistrer un commentaire