20 août 2011

صید

ماهی گیران بی قرار


زنان بندری در برقع


و ابر سیاه


خورشید را خفه کرده است


بامداد و شام


قایق ها سر بر موج کوفته ناآرام


باد هیهات می کند


ساعت شنی ماه


نمی دانم چند برقع به خورشید مانده است


در تاریکی روز


هیچ درنایی نمی خواند


تنها فانوس دریایی سخن می گوید


و دریا


که نمی تواند لب بر هم بگذارد


و سکوت برای دریا


یعنی همان کلمه ی آخر


که نمی خواهم نامش را بر زبان بیاورم.


6 commentaires:

La file de la mer a dit…

Nemidanam in cher az cheh sokhan migouyade. Faghate midanam az amâgheh darounash bouyeh gham mibarad. Aya faghate elaneh ghoroubeh khorshid, toam ba toufani dar daryaste ? Ya baz ham yek nafar dar jarfeh in daryayeh toufani va khoroushan ghargh gashteh ? kassi cheh midanad …



La fille de la mer

امیر a dit…

آخرش را خیلی خوشم آمد یک جوری مثل برخی فیلم ها تمام شده
.....................
به قانون جاذبه فکر می کنم
و سیبی
که سهم من نشد
انگار
در هیچ تاریخی
آدم نبوده ام

امیر

Anonyme a dit…

Hey, you stated in a much more direct way what I was trying to communicate, thanks, I will recommend your site to my friends.

My site:
rachat de credit rachatdecredit.net

ماندانا مرادی a dit…

خاموشی دریا همگان می دانند
آرامش پیش از وزش توفان است

Anonyme a dit…

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

نسرین a dit…

ساعت شنی ماه

اولین بار است که این تصویر زیبا را می بینم
تصویر شنی ماه ه ه